مدتی است در وبلاگ برخی دوستان و غریبه ها حرف و حدیث عاشقی و عشق و محبت زیاد میبینم و میشنوم... راستش خیلی دوست دارم به زبان ساده و سلیس به همه دوستان و آشنایان عرض کنم عشق و دوستی در این زمانه یک فریب و یک دروغ بزرگ است گول نخورید عشق را با هوس اشتباه نگیرید آدمها صداقتشان کم شده است حرفهای زیبا فراوانست ولی از وفا خبری نیست در دستگاه خداست که صداقت پیدا میشود...
کافیه یک سلول از میلیونها سلولت و یا یکی از اعضای بدنت که تا به حال درست انجام وظیفه میکرده دیگه کارش را درست انجام نده آنوقت داستانی ازت درست میشه که تو کتابها نوشتن داره و مرغهای آسمون به حالت گریه میکنن...تا همشون با هم هوایت را دارند قدر بدون..
در یکی از صحن های حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام در حال رفتن بودم که حدیثی گرانبها نظرم را جلب کرد و مضمونش این بود: زیرک کسی است که بداند چگونه از گناه فرار کند و یا به تعبیری موقعی که حالتی برایش حادث شد تا مرتکب گناه شود با زیرکی راهی برای انجام ندادنش پیدا کند ولی نکته خیلی جالب این است که در تعاریف امروزی بین عوام میگوییم زیرک کسی است که بداند هر کالا و یا ملکی را کی بخرد و چه موقع بفروشد تا سود سرشار کند و کلاه سرش نرود این تعریف ما دقیقا منطبق بر حدیث گوهربار است؟؟؟نه؟
ببشتر وقتها فكر ميكنم با گذشت با سرعت شب و روز از اصلي ترين وظيفه خود كه همانا خودسازي و تهذيب نفس است غافل شده ايم ...دنیا چنان ما را مشغول کرده است که زمانی نمیابیم که حتی اندیشه خودسازی را در سر بپرورانیم...خیلی غافلیم خیلی..
چندسال پیش بیماری داشتیم که همزمان با ایام شهادت امام جواد علیه السلام بر روی تخت بیمارستان بیهوش بود با توسل به این امام عزیز بیمار ما هم در عین ناباوری کاملا خوب شد من ضریح منورش را در کاظمین زیارت کرده ام بسیار صحن و سرای باصفایی دارند و روی قبر پاکش نوشته: السلام علیک یا باب المراد و این نشان دهنده این است که حضرت حوایج گرفتاران رابرآورده میفرمایند... خدا زیارتشون را در این دنیا و شفاعتشون را در آخرت قسمتمون کند...التماس دعا
اين جمله مرا ميخ كوب كرد...آيا ظهور تا اين حد نزديك شده و ما تا اين حد غافليم...روی پنج نشانه آخر کلیک کنید و مطلب را بخوانید...
تنها رنجي كه ذهن انسان را در اين دنيا ميفرسايد ترس است. همه ما ترس را تجربه كرده ايم....نه از تاريكي و نه از ظلمت،بلكه ترس از عاقبت،آينده،بيماريها،جداييها،گرفتاريهاوبالاخره مرگ...دانش و علم هم كمكي در اين وادي نكرده است ...در روزگار فعلي هم كه راه فراري از بيماريها نيست و نه كسي از آينده خود و ذرياتش خبر داردو آدمها نيز كه خطرناكتر از گذشته با مال و جان و آبروي هم بازي مي كنند...نداشتن سر پناه وشغل و امكاناتي براي ازدواج همه و همه اين نكته را تفهيم مي كنند كه دنيا خيلي وحشتناكتر از آن چيزي است كه ما تصور ميكنيم ولي من با تكيه بر يك جمله توانستم به آرامش برسم و از هيچ چيز نترسم و آن جمله اين بود:حسبناالله و نعم الوكيل نعم المولي و نعم النصير.
ما از خدا نمی ترسیم...این یک واقعیت انکار ناپذیر است و اثباتش به یک نگاه گذرا در طی روز بر میگردد...معمولا از ما کارهایی صادر میشود که اگر کمی خداترسی در کنارش بود فکر انجامش را هم نمیکردیم اما صدحیف که بعضا اسم مسلمانی و مومنی را یدک میکشیم... ما این و آن را گنهکار و آلوده مینگاریم بیشتر در همین لحظات است که لبخندی بر لبهای فرشتگان نقش میبندد و ما را به هم نشان میدهند که این مسخره راببین...حقیقت اینست که خداترس واقعی کامرواست.
ما خيلي ناشكريم...هيچكدام به شرايط و وضع موجود شاكر نيستيم اگر هم زباني بگوييم شكر... باز قلبمان حالتي ناراضي ندارد و اين اصلا خوب نيست چرا كه خداي ناكرده ناشكري باعث از دست رفتن نعمات موجود ميشود و روزي ميرسد كه داشتن وضع فعلي براي ما ميشود يك آرزو...![]()
دوست عزیز و صاحب سبکم مازیار مدیر وبلاگ شب نوشته ها مدتی است کسالت پیدا کرده است و من از دیدارش در دنیای حقیقی و مجازی محروم شده ام...از دوستان مومنم میخواهم برای سلامتی او و همه مریضها دعا کنند...مازیار جان وب بدون تو یعنی هیچ..
